dar_arezooye_to

لحظات سخت

1394/8/30 12:34
نویسنده : elina
72 بازدید
اشتراک گذاری

بله تازه فهمیدیم که آقامونم مشکل داره اسپرمش هم کمه و هم غیر نرمالش زیاد. واقعا تعجب کردم دیگه انتظار این یکی رو نداشتم. رفت دکتر دارو نوشت .الانم استفاده میکنه.اما تو تعدادش فرقی نکرد.فقط آنرمالش کمتر شد.اون دکتر آقا (امیری) منو به یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش خانم خیلی خوبی بود. خیلی مهربون و آرام نظرش این بود که چند ماهی دارو درمانی کنم و فعلا عمل لازم نیست . واقعا یه فرشته بود.ماه قبل که رفتم بهم کلومیفن و آمپول اچ سی جی داد. ولی گفت نتایج آزمایش شوهرتم زیاد خوب نیست.بهم گفت عملو بیخیال شیم و اگه این ماهم باردار نشم برم سراغ روشهای پیشرفته. الان روز 30 ام  هستم لکه بینی داشتم دیروز .واقعا دیگه نا امید شدم گاهی با خودم میگم نکنه هیچوقت بچه دار نشم و آرزو به دل بمونم.غمگین ولی بازم خودمو امیدوار میکنم و میگم حتما برا لانه گزینی بودهغمناک از خودمم بیشتر نگران مادرمم خیلی غصه میخوره پدرمم همینطور. لطفا برام دعا کنین. من حتی از آمپولم میترسم اصلا باور نمیکردم ای بلاها سرم بیاد ولی تقدیر این بوده امیدوارم خدا معجزش رو به تموم کسایی که بزرگترین آرزوشون مادر بودنه نشون بده.خدایا به اشک چشمایی که هر روز مثل سیلی جاری میشن خودت رحم کن. بعضیا واقعا تحمل این حسرت رو ندارن .متنظر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به dar_arezooye_to می باشد